گفتگویی درباره کاربرد سایکودرام در گروه درمانی

دسته: پزشکی و روانشناسی
بدون دیدگاه
جمعه - 8 سپتامبر 2017


1. در مورد تاثیر اوقات فراغت و چگونگی گذراندن آن بر سلامت روان انسان مباحث بسیار زیادی وجود داشته و دارد. با این اوصاف چه رابطه ای بین سلامت روان و تماشای تئاتر می تواند وجود داشته باشد؟ یعنی تا چه حد می توان هنر تئاتر را بسته ی محتوایی موثر از لحاظ روانشناسی دانست؟ و این تاثیر در چه ابعادی اتفاق می افتد؟

رحمت نژاد می گوید: نتایج مطالعات گسترده در مورد رفتار انسان ها در جوامع مختلف و در بستر فرهنگ های متفاوت، از نقطه نظر رویکردهای گوناگون انسان شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی نشان دهنده این واقعیت است که تلاش انسان از همان ابتدا همراه با جدال و تعامل با طبیعت بوده است. تلاش بی وقفه برای بقاء و زنده ماندن. او همواره به تحقق بخشیدن به این هدف خود، ابعاد مختلف زندگی اش را به صورت آمیخته به هم پیش می برده است. در ابتدا و همگام با شکل گیری تدریجی تمدن بشری، او کار و تلاش برای زنده ماندن، شکار، کشاورزی، ساختن سرپناه، رام کردن حیوانات، جنگ با قبایل دیگر، شرح یا به تصویر کشیدن صحنه های نبرد با وحوش و صرف وقت برای رفع خستگی و کلا همه فعالیت های خود را به صورت توأم به پیش می برده است. برای انسان بدوی، شرح و توصیف نبرد با درندگان برای همنوعان خود، هم یک رفتار اجتماعی و آیینی به شمار می رفته و هم نوعی تفنن بوده. او دقایق و لحظات مدیریت شده و دارای چهارچوب خاص برای سپری کردن اوقات فراغت نداشته است بلکه در همان جاده سخت و ناهموار و پر از ترس ها و گریزها و ابهامات زندگی خود، کار و تلاش برای بقاء را با تفنن در آمیخته بود و مرزی بین تفنن و تلاش روزمره، تصور نمی کرد. اما تمرکز اصلی روی مقوله اوقات فراغت انسان و چگونگی سپری کردن آن را می توان به مطالعات بعد از انقلاب صنعتی در اروپا نسبت داد.
با مهاجرت گسترده روستانشینان به شهرها، اختراع انواع تجهیزات و دستگاهها، تغییر سبک زندگی انسانها و از همه مهمتر افزایش خود آگاهی انسان نسبت به خود، به رفتار خود و نحوه تعامل خود در جامعه مدرن با دیگران و همچنین آگاهی یافتن از شیوه های دوری از رنج و آسیب ها و خستگی و فرسودگی در سطح جسمانی و روانی، باعث شدند که به صورت عمیق تر به مقوله اوقات فراغت نگاه کند. به عبارتی در کنار فعالیت و کار و تلاش روزمره، زمان زندگی خود را به صورت آگاهانه مدیریت کند و بخشی از آن را به زمانی برای رفع خستگی یا اوقات فارغ شدن از کار و تلاش روزمره اختصاص دهد. این مرز کشیدن آگاهانه بین تلاش روزمره با اوقات فراغت، رفته رفته منجر به ابداع شیوه های نوین سپری کردن اوقات استراحت شد. به تدریج نتایج پژوهش ها نشان دادند که اختصاص دادن زمان برای تفریح و تفنن و دوری از انواع آلودگی های شهری و محیطی و کار طاقت فرسا، تاثیر بسزایی روی کاهش تنش ها و استرس ها و نگرانی های افراد دارند. بنابراین اگر سلامت روان یک فرد را بگوییم که به طور کلی به معنای احساس آرامش درونی، احساس امنیت روانی به دور از انواع تعارضات و اضطراب ها و استرس های مزمن، می توان تعبیر کرد، در نتیجه ، صرف وقت برای داشتن لحظاتی به دور از سختیها و مشقات امرار معاش و زندگی روزمره، می تواند روی مؤلفه های سلامت روان اثر گذار باشد. اما اینکه آیا تماشای تئاتر را می توان نوعی تفنن و تفریح به حساب آورد؟ باید گفت بله می توان ولی نه به این سهولت. منظورم این است که نمی توان به تئاتر و نمایش صرفا با یک دید سطحی نگریست و گفت که یکی از روشهای سپری کردن اوقات فراغت همچون شنا کردن، پارک رفتن، کوهنوردی و طبیعت گردی است چون اگر بخواهیم به نمایش و تئاتر از دید تاثیر آن بر روی روان انسان نظر افکنیم و رابطه سلامت روان فرد را با صرف وقت جهت تماشای یک تئاتر، بررسی کنیم، اندکی نیاز به توضیح بیشتر دارد.


ببینید مساله هنر نمایش و تئاتر به صورت یک آیین در بطن زندگی انسان بدوی مطرح بوده، رفتارهای نمادین و سمبلیک انسان بدوی جهت برقراری ارتباط مؤثر با همنوعان خود، شرح رویدادهای زندگی در قالب حرکات نمایشی و بدنی یا انتقال پیام با حرکات صورت( میمیک)، اجرای مراسم آیینی قبل و بعد از شکار با حرکات رمزی و سمبلیک، به طور کلی در قالب نمایش و وسیله ای برای ارتباط قابل بررسی هستند. همچنین آثار مکتوب به جا مانده تقریبا از پانصد سال قبل از میلاد مسیح، بیانگر این است که تئاتر به عنوان مثال در یونان باستان، هم یک آیین پرستش خدایان بود، هم جزئی از زندگی به شمار می رفت و هم آثار آرامش بخش بر روان انسان می توانسته داشته باشد. تأثیر مثبت و سازنده حضور در مکان اجرای تئاتر و درگیر شدن با قصه رویداد و روایت و شیوه رفتار و ارتباط بازیگران یک تئاتر را بر روی مخاطب یا تماشاگر می توان گفت در ابعاد یادگیری و به ویژه تسهیل شکل دهی رفتار، کنترل هیجانی، آگاهی نسبت به خود، مساله عزت نفس، فرایند جامعه پذیری، چگونگی انتخاب الگوهای رفتاری، آگاهی از شناخت و خطاهای شناختی و بسیاری از ابعاد روانشناختی دیگر قابل توجه است که در ادامه این گفتگو اندکی دقیق تر و عمیق تر روی این تاثیرات و چگونگی این فرایند تمرکز می کنم.

 

2 . فکر می کنید که شیوه های جدید اجرای تئاتر مثل اجرا در محیط های بیرونی همچون کافه ، خیابان، پارک و غیره ، آیا برای مخاطب آشنا زداست ؟ مخاطب در برخورد با چنین فضایی چه برخوردی با اثر می تواند داشته باشد ؟

مساله آشنازدا بودن محیط اجرای تئاتر در سطح جامعه را می توان از دو جنبه فرم و محتوا بررسی کرد که هر دوی این مقوله همگام با رشد جوامع و تغییر شیوه های زندگی انسانها و مهمتر از همه، تحولات و تغییرات روانشناختی مردمان، در حال تغییر بوده اند. زمانی که اجرای تئاتر و نمایش از نظر محتوایی با آیین ها و مراسم مردم رابطه تنگاتنگی داشت، به لحاظ فرم و شکل اجرا نیز تلاش می کردند به مفاهیم مورد نظرشان نزدیکتر شود. به عنوان مثال در یونان باستان، اجرای تئاترهای فاخر از نظر محتوایی با پرستش خدایان مثلا دیونیزیوس و سایر خدایان باستان عجین بود و همین محتوا را به شیوه اجرای مراسم یا همان تئاتر امروزی، در محوطه باز دامنه کوه المپ برگزار می کردند. وقتی نظریه های یادگیری در روانشناسی را مرور می کنیم، یک مساله حائز اهمیت و بسیار برجسته توجه مان را به خودش جلب می کند و آن مساله ” تغییر ” است. به عبارتی هر نوع یادگیری انسان مستلزم بروز و ظهور یک نوع تغییر است. این تغییر می تواند در فرم یک پیام باشد، تغییر در محیط باشد یا به واسطه متفاوت شدن محتوای پیام یا اتمسفر درونی وسیله یا انتقال دهنده پیام حاصل شود.

در جامعه امروزی که مردمان دچار نوعی روزمرگی و تکرار یکسری عادتهای روزمره شده اند که البته خود این تثبیت شدن در فرایند روزمرگی می تواند عامل بروز بسیاری از مشکلات و ناهنجاریهای روانشناختی شود، اختصاص دادن وقت برای تماشای تئاتر جایگاه چندانی ندارد(البته در جامعه ما شواهد و بررسی ها همین را نشان می دهد) زیرا مخاطب بر اساس کلیشه های ذهنی خودش می انگارد که تئاتر چیزی برای عرضه ندارد اما وقتی در فرم ارائه این پیام که تماشای تئاتر هم می تواند جزئی از زندگی باشد و در کنار تفنن، محتوای قابل اعتنا و تفکربرانگیز را هم ارائه می کند، تغییر ایجاد شود یعنی تلاش شود که باور و کلیشه های ذهنی افرادی را که گرفتار روزمرگی شده اند، تغییر داد، بله این آشنازدایی می تواند مؤثر واقع شود. به عبارتی اگر اجرای یک نمایشنامه به محیط روزمره مردم کشیده شود، نوعی تغییر در نگرش فرد نسبت به این مساله ایجاد می شود و این تغییر در ابتدا جذاب خواهد بود و موجب همان آشنازدایی از ذهن مخاطب می گردد. اما قدم بعد از آن هم اهمیت انکار ناپذیری دارد. یعنی اینکه مخاطب امروزی که درگیر انواع استرس های شغلی و زندگی، اضطراب های ناشی از نارضایتی شغلی، مشکلات عدیده در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، سطح پرخاشگری بالا و مسائلی از این دست است، وقتی با ظهور این تغییر در محیط و شیوه متفاوت ارائه یک پیام برخورد کرد، مساله محتوای پیام مطرح می شود، اینجاست که هنر مجریان این شیوه از تئاتر باید به کمکشان بشتابد و بتوانند پیامی را منتقل نمایند که حاوی اطلاعات و دانش برای مخاطب باشد. بتوانند با استفاده از نیاز سنجی مخاطب، محتوای قابل تأملی ارائه کنند که فرد احساس کند در کنار تفنن، تغییری نیز در وضعیت تفکر، نوع نگرش، توانایی آگاهی از خود و محیطش، ایجاد شده و نتیجه گیری کند که این تغییر باعث سازگاری بیشتر او با مشکلات روزمره و یا موجب پیشگیری از ابتلا به این ناهنجاری ها خواهد شد. در نتیجه با وجود این مؤلفه ها، آشنازدایی در شیوه اجرای تئاتر می تواند به فرایند های شکل دهی رفتار، آموزش غیر مستقیم مهارت های اجتماعی، یادگیری مشاهده ای از الگوهای بهنجار و دیگر مقوله ها، به صورت سازنده یاری کند و موجب گرایش بیشتر مخاطب به سمت آن شود.

3. در حوزه رشته شما چه اقداماتی برای افزایش سلامت روان و تقویت ارتباط مردم با تئاتر در ارومیه می تواند کارساز باشد؟ رشته تخصصی شما در آثار نمایشی ، در کدام قسمت می تواند مؤثر باشد ؟

خب این سؤال شما می تواند چالش برانگیز باشد و در عین حال جواب به آن شاید به مذاق برخی از خوانندگانتان خوش نیاید. اساس مشاوره و مداخله روانشناختی با راهنمایی کردن به صورت حرفه ای آغاز شد و هدف این راهنمایی و مداخله، کمک و یاری رساندن به افرادی بود که دچار یک مصیبت، سردرگمی، ناتوانی در تصمیم گیری و مشکلاتی از این دست شده بودند که این مداخله در ابتدا به صورت تک بُعدی بود و فقط در یک جنبه خاص به نیازمندان و متقاضیان آموزش داده می شد یا ارائه راهکار حرفه ای می شد. رفته رفته با گسترش افق های علمی و کشف لایه های متعدد روان و ذهن انسان، این مداخلات تخصصی تر شد و جوانب مختلف روان انسان را در برگرفت. امروزه رشته های روانشناسی و مشاوره به قدری پیشرفت کرده اند که گاهی یک بعد سلامت روان مثلا نحوه سازگاری با شرایط پر تنش و غیر منتظره را از چندین دیدگاه می توان بررسی کرد و راهکارهای بسیار متفاوت و شاید متناقضی را هم می توان ارائه داد. علاوه بر این در جامعه امروز به دلایل زیادی همچون افزایش فارغ التحصیلان رشته های روانشناسی و مشاوره، اُفت کیفیت علمی آموزش های آکادمیک این رشته ها، ضعف عملکرد نهادهای سامان دهنده فعالیت حرفه ای در این حوزه، افزایش آگاهی و انتظارات مراجعان از این خدمات و دلایل دیگر، باعث شده اند که خدمات روانشناختی و مشاوره ای از آن حالت کلاسیک و دارای چهارچوب بسیار رسمی و انعطاف ناپذیر فاصله زیادی بگیرد. به عنوان مثال شما اگر در یک خیابان اصلی شهر تشریف ببرید، احتمالا صدها تابلوی رنگارنگ و بنر تبلیغاتی ملاحظه می کنید که با ذکر تخصص های مختلف، در حال ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره ای هستند، یا با صرف چند دقیقه در فضای مجازی می توانید هزاران نوع تبلیغ کارگاه و کلاس و دوره آموزشی، عکس و فیلم چندین کلینیک رواندرمانی و نظایر آن را مشاهده کنید و جالب اینکه تبلیغات اکثر این مراکز و افراد به دلیل رقابت با دیگری، بسیار متفاوت و گاه اغوا کننده هستند که تحت عناوین و برچسب ها و القاب مختلف فعالیت می کنند و جهت رسمیت بخشیدن به فعالیت های خودشان مجوزهایی را هم از نهاد و اداره و ارگان های مختلف دولتی و غیر دولتی دریافت کرده اند. هر چند که بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی این رشته ها هم به دلیل آسیب های ناشی از گرفتار شدن در هزارتوی بوروکراسی ناکارآمد سامان دهندگان این خدمات، جهت امرار معاش از طریق دانش و مهارت های خود، ترجیح داده اند به صورت زیرزمینی و با رعایت اصول اخلاق حرفه ای به ارائه خدمات مشابه بپردازند. ما چه خوشمان بیاید و چه ناراحت بشویم، باید این نکته را اعتراف کنیم که مراجعه کنندگان به این متخصصان و مراکز و افراد رسمی و نیمه رسمی و یا غیر رسمی، هم می توانند از دریافت خدمات راضی باشند و هم حق دارند که آن خدمات را نامؤثر و ناکارآمد و اتلاف وقت تلقی کنند بنابراین اینجا نقش دریافت کننده خدمات مشاوره و روانشناسی حائز اهمیت است همچنین با افزایش تعداد ارائه دهندگان این نوع خدمات، دامنه انتخاب مراجع هم گسترش می یابد، مراجع می تواند بر اساس احساس نیاز خودش و نوع مشکلی که دارد کاملا با اختیار و بر اساس اعتمادی که از دانش و مهارت و توانایی مشاور و روانشناسش کسب می کند، درمانگر و مشاور و راهنمای مورد نظرش را انتخاب کند. در این موارد کسی نمی تواند از مراجع بازخواست کند یا مورد پرسش قرار دهد یا اینکه با تهدید و اعمال زور اعلام کند که بایستی مراحل رفع مشکل فردی و روانشناختی خود را در فلان مرکز یا مکان و با فلان متخصص، پیگیری کنید و دنبال حل آن باشید. کسی نمی تواند به مراجع بگوید چرا مشکل رفتاری شما بعد از مشورت با فلان فارغ التحصیل روانشناسی، کنترل شد و پس از ملاقات با فلان متخصص، مشکلی بر ناهنجاری قبلی تان اضافه شد یا چرا فلان مبلغ را به فلان متخصص پرداخت کردید. بنابراین خود مردم هستند که باید تصمیم بگیرند در مورد کنترل، درمان، پیشگیری و یا رفع ناهنجاریهای رفتاری و روانشناختی خود به چه کسی مراجعه کنند و در صورتی که از خدمات دریافت شده آسیب روانی یا ضرر مادی ببینند از طریق مراجع ذیربط حق پیگیری برای خودشان محفوظ است. اما در مورد چگونگی مرتبط کردن خدمات روانشناختی و مشاوره با تئاتر باید گفت که اینکار بدون تشکیل یک تیم ورک یا گروه متشکل از روانشناس و مشاور و بازیگر و کارگردان و نویسنده، نمی تواند اثربخش باشد. پیوند این تخصص ها و رشته ها از لحاظ فرم و محتوا اولین بار با خلاقیت روانپزشک اتریشی- آمریکایی به نام جیکوب مورنو اتفاق افتاد که ایشان توانست با طراحی پروتکل های درمانی برای گروه درمانی هایی که اداره می کرد، شیوه ای از درمان اختلالات نوروتیک یا اختلالات خفیف روانشناختی را ابداع کند که موسوم به سایکودرام بود. بنابراین سایکودرام یک نوع رواندرمانی گروهی است که با مشارکت مراجعان و متخصصان رشته های مختلف روانشناسی و هنرهای دراماتیک می تواند درمان و کنترل طیف خاصی از اختلالات روانی را پوشش بدهد. البته این نوع گروه درمانی به چند شیوه متنوع تقسیم پذیر است و می توان با استفاده بهینه و خلاقانه از پروتکل های درمانی در این حوزه، هم کاربرد درمانگر بودن این روش را غنی تر کرد و هم جنبه تفننی آنرا به منظور برقراری ارتباط موثر با مخاطب، افزایش داد.

4. همانطور که دکتر جیکوب مورنو سایکو درام را از نمایش درمانی فراتر می داند، می توان گفت که نمایش های شورایی از جمله شیوه تئاتر رنگین کمان آرزو هم نوعی سایکودرام به حساب می آیند؟

بله دقیقا اینطور است. سایکودرام یک شیوه گروه درمانی است که درمانجو و درمانگر می توانند با ایجاد یک پیوند حمایتی اثر بخش درون یک گروه پویا مراحل رسیدن به بینش و یا بازسازی های شناختی را به پیش ببرند. خود مورنو در مورد سایکودرام می گوید: «سایکودرام، کشف علمی حقیقت از میان یک روش دراماتیک است.» در روند اجرای سایکودرام، درمانجو یا مراجع و حتی تماشاگر عادی قادر خواهند بود با بهره گیری از عناصر زبان، رنگ، موسیقی و قهرمان و ضد قهرمان داستان و واکنش های بازیگران ، به مؤلفه های رفتاری و شناختی خود در گذشته، حال و پیش بینی برای آینده، بینش عمیق پیدا کنند.

یکی از شیوه های مؤثر سایکودرام که می تواند برای مخاطب عادی هم جذاب و در عین حال بینش دهنده باشد، روش آینه ای است. در این روش، مراجع یا تماشاگر و مخاطب به صورت جدی در اجرای تئاتر نقش ندارد و در جایگاه تماشگران می نشیند و نظاره گر اجرای تئاتر می شود. البته تئاتری که طبق تحلیل و بررسی مشکلات و ناهنجاری های روانشناختی گروه هدف طراحی شده است. بنابراین مخاطب، درست در لحظه ای که با بازیگران و عناصر مثبت و منفی و محتوای نمایش همدلی می کند، به صورت نیابتی از هیجانهای منفی تخلیه می شود. همچنین واژه کاتارسیس که ارسطو هم بدان اشاره کرده، در همین شیوه سایکودرام می تواند مورد توجه واقع شود. کاتارسیس را می توان به پالایش یا تزکیه ترجمه کرد و به نوعی معادل تخلیه هیجانی، کسب بینش و ایجاد همدلی در درمانهای روانشناختی محسوب می شود.

تماشاگر یا مراجعی که به صورت ناخودآگاه از یک تعارض در انتخاب رنج می بَرد، وقتی در حین اجرای سایکودرام با شرایط و بحرانها و تنش های مشابه با شرایط خودش، مواجه می شود، تعارض های ناخودآگاهش به سطحی از آگاهی فراخوانده می شوند و بنابراین می تواند با کسب بینش نسبت به خود و رنج خود، آگاه شود. این خودآگاهی می تواند مقدمه بسیار خوبی برای رسیدن به پالایش باشد. اما در مورد تئاتر شورایی و رنگین کمان آرزو که پرسیدید، بله این هم می تواند در مجموعه سایکودرام طبقه بندی شود منتهی تئاتر شورایی، بیشتر روی آموزش و تعلیم و تربیت و شیوه های آموزشی پیشگیرانه متمرکز شده است و یک شیوه مناسبی برای ارائه الگوهای رفتاری و شناختی می تواند محسوب شود.

بر اساس نظریه های مختلف روانشناسی تحولی و رواندرمانی، شکل گیری شناخت و رفتار ما یک فرایند پویا محسوب می شود و در طول این فرایند به صورت مستمر از محیط و الگوهای اجتماعی و پیرامون خود، در حال آموزش و یادگیری هستیم. خود این آموزش به دو صورت است، مستقیم و غیر مستقیم یا به تعبیر دیگر، آموزش کنش انگیز و آموزش کنش گریز. در شیوه تئاتر شورایی روی آموزش کنش انگیز تأکید شده است بطوری که مخاطب به صورت فعال درگیر موضوع و داستان نمایش می شود و در این مسیر با کنترل کنش و واکنش خود می تواند به ناهنجاری یا مشکلات خاص شناختی و رفتاری خود احاطه داشته باشد. به عنوان مثال مخاطبی که از تحریف شناختی “پیش گویی” رنج می برد، می توان به صورت مستقیم به او آموزش داد و اثرات مخرب این تحریف را بر زندگی فردی و اجتماعی او در طول جلسات رواندرمانی شناختی، مجسم کرد. اما در شیوه تئاتر شورایی می توان به صورت فعال و مشارکتی و غیر مستقیم، زمینه این آموزش و بینش را فراهم کرد به طوری که به عنوان مثال، بخشی از زندگی یک زوج را به صورت نمایشنامه طراحی کرد و مشکلات ناشی از تحریف شناختی” پیش گویی” را درون داستان این نمایش گنجاند. اجرای این نمایش در محیط روزمره با مشارکت تماشاگر عادی یا مراجع، می تواند از لحاظ آموزشی و درمانی، حائز اهمیت باشد زیرا تماشاگر در بطن یک زندگی ( ساختگی ) پر تنش قرار می گیرد که علل اصلی این تنشها در یک برداشت اشتباه از واقعیت یا همان تحریف شناختی نهفته است. در نتیجه به صورت کنش انگیز و غیرمستقیم این توانایی را پیدا می کند که با بازیگر و داستان مورد نظر، همذات پنداری کند. این همذات پنداری موجب همان کاتارسیس می شود و در نهایت موجب انگیزش یک درک فراتر نسبت به قضاوت و شناخت ناصحیحی که از رویدادها و روابط بین فردی که دارد، می گردد.

5 . آیا سایکودرام یا روی هم رفته تئاتر شورایی در جامعه شهری ارومیه می تواند به مردم کمک کند برای درک مسائل فردی و اجتماعی خودشان؟ و محدوده سایکودرام تا کجاست، یعنی فقط ختم می شود به چند مورد یا می تواند کل زندگی یک انسان را با همه پیچیدگی هایش شامل بشود ؟

ببینید خیلی وقتها در تصمیم طراحی و پی ریزی خدمات اجتماعی و روانشناختی به افراد یک جامعه، بهتر است مروری گذرا به حداقل آمارهای رسمی و داده های خروجی این قبیل خدمات و فعالیت ها داشته باشیم. بررسی آمار طلاق، فراوانی آسیب های اجتماعی، افزایش پرخاشگری در سطح جامعه، افزایش انواع اختلالات نوروتیک و سایکوتیک در جامعه، میزان خودکشی ها و نارضایتی ها شغلی و سایر ناهنجاریهای رفتاری و شناختی فردی و اجتماعی، می تواند یک دورنمای کلی از وضعیت سلامت روان و بهداشت روانی افراد جامعه به دست بدهد. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، امروزه افراد و مراکز حقیقی و یا حقوقی متعددی در حال ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره به مردم هستند که بخشی از این خدمات رایگان هم هستند. با این وجود چرا آسیب های روانی فردی و گروهی روند رو به رشد دارند؟ آیا این خدمات از کارایی مناسبی برخوردار نیستند؟ آیا دریافت کننده های این قبیل خدمات نسبت به آنها بی اعتنا شده اند و یا هنوز باید گفت که فرهنگ اخذ مشاوره حرفه ای جا نیفتاده است؟ ما در این فرصت به بررسی این علل نمی پردازیم ولی می توانیم نتایج اقدامات و مؤلفه های سلامت روان افراد را کنار هم قرار دهیم و در سطح روابط اجتماعی و بین فردی، ناهنجاریهای یاد شده را به وضوح مشاهده کنیم. تئاتر شورایی به دلیل پتانسیل های آموزشی، پیشگیرانه و الگو سازی و درمانی بالایی که دارد، می تواند به عنوان یک آلترناتیو و مکمل قدرتمند در کنار سایر انواع خدمات مشاوره ای در جامعه مطرح شود. اما باید با این قضیه با احتیاط برخورد کرد زیرا در صورت فراهم نشدن پیش زمینه های اجرای یک سایکودرام و منحصرا تئاتر شورایی، نه تنها این اقدام سازنده و تأثیرگذار نخواهد بود، بلکه آثار مخرب و زیانباری نیز می تواند داشته باشد و در خوشبینانه ترین حالت از سطح یک جلسه نصیحت مستقیم با رنگ و لعاب تفریح و تفنن، فراتر نخواهد رفت. در نتیجه چون سایکودرام یک روش گروه درمانی است و انواع گروه درمانی های روانشناختی دارای چهارچوب های انعطاف پذیری هستند بنابراین در صورت طراحی با هدف خدمات رسانی به بهداشت روانی افراد، تأثیر شایسته ای در حوزه پیشگیری و درمان خواهد داشت. فراموش نکنیم که سایکودرام یک روش ترکیبی و مشارکتی است و بایستی در طراحی آن هم به جنبه علمی اصول رفتاری و شناختی مردم توجه داشت و هم به جنبه کاربردی هنرهای دراماتیک. در مورد محدوده این روش هم باید گفت که همچون اغلب شیوه های مشاوره و رواندرمانی های گروهی، می تواند طیف گسترده مشکلات فردی و اجتماعی و اختلالات نوروتیک را شامل بشود. اما در مورد اختلالات سایکوتیک و افرادی که دچار گسست از واقعیت شده اند، این روش اثر بخشی چندانی نمی تواند داشته باشد. بله. جنبه های مختلف زندگی فردی و نحوه تعاملات و رفتار فرد در جامعه را می تواند شامل بشود به طوری که قابلیت سازگار نمودن این شیوه با فرهنگ عمومی یک جامعه، به اثر بخشی آن می تواند بیافزاید.

مصاحبه کننده: کیهان قهرمانی (آشوب) نویسنده و کارگردان تئاتر




نوشته شده توسط:admin - 7385 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۱
برچسب ها:
دیدگاه ها